مربوط به بدن، وجود مادی یا شرایط مستقیم جسمی، در برابر فرایندهای ذهنی
مثالهای طبیعی
Die Arbeit verlangt viel physische Kraft und eine gute Ausdauer.
این کار به نیروی جسمی زیاد و استقامت خوب نیاز دارد.
Nicht jede Erschöpfung hat ausschließlich physische Ursachen.
هر نوع خستگی الزاماً فقط علت جسمی ندارد.
Trotz Videokonferenzen bleibt physische Anwesenheit bei manchen Aufgaben wichtig.
با وجود ویدئوکنفرانس، حضور فیزیکی برای بعضی کارها همچنان مهم است.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی برای بدن انسان körperlich اغلب طبیعیتر است، در حالی که physisch میتواند فنیتر یا تقابلیتر باشد.
