معنی ۱neutral · 82%
شخصی آموزشدیده برای هدایت و کنترل هواپیما.
مثالهای طبیعی
Der Pilot begrüßte die Passagiere vor dem Start.
خلبان پیش از برخاستن به مسافران خوشامد گفت.
Der Pilot landete das Flugzeug sicher im Nebel.
خلبان هواپیما را در مه بهسلامتی فرود آورد.
Vor dem Start prüfte der erfahrene Pilot die Instrumente.
خلبان باتجربه پیش از برخاستن ابزارها را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Pilot مذکر و اسم ضعیف است: der Pilot، den Piloten، des Piloten؛ جمع Piloten. صورت مؤنث Pilotin است.
درس کوتاه: Pilot
شخصی آموزشدیده برای هدایت و کنترل هواپیما. Pilot مذکر و اسم ضعیف است: der Pilot، den Piloten، des Piloten؛ جمع Piloten. صورت مؤنث Pilotin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Pilot» مطابقت دارد؟
