معنی ۱neutral · 82%
مسیر مشخص یا آمادهشدهای در کوه که مردم در آن اسکی میکنند.
مثالهای طبیعی
Die Anfänger bleiben auf der blauen Piste.
مبتدیها در پیست آبی میمانند.
Nach dem Schneefall wurde die Piste neu präpariert.
پس از بارش برف، پیست دوباره آماده شد.
Wir trafen uns unten an der Piste.
پایین پیست همدیگر را دیدیم.
نکتهٔ کاربردی
Piste مؤنث است: die Piste و جمع آن Pisten است. ترکیبهایی مانند Skipiste نوع مسیر را دقیقتر میکنند.
درس کوتاه: Piste
مسیر مشخص یا آمادهشدهای در کوه که مردم در آن اسکی میکنند. Piste مؤنث است: die Piste و جمع آن Pisten است. ترکیبهایی مانند Skipiste نوع مسیر را دقیقتر میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Piste» مطابقت دارد؟
