platschen
C2فعلشلاق، تازیانه، شلاق زدن
JadoLearn Dictionary
platschen یعنی شلاق. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شلاق، تازیانه، شلاق زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تحسین کردن، کف زدن، صدای ناگهانی
تاژک دار شدن، تاژکدار، وسیله تنبیه
تبیره زدن، کوس، چلیک
آب پاشی کردن، گلنم، اخ تف کردن
پنچر شدن، سوراخ کردن، پارگی
شلاق، تازیانه، شلاق زدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.