معنی ۱neutral · 88%
جای خالی یا صندلی برای کسی؛ همچنین میدان عمومی.
مثالهای طبیعی
Der Platz neben mir ist frei.
صندلی کنار من خالی است.
Wir treffen uns auf dem Platz.
ما در میدان همدیگر را میبینیم.
Das Wort „Platz“ steht im Text.
واژهٔ «Platz» در متن است.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ Platz را همراه حرف تعریف der یاد بگیرید. جمع آن Plätze است.
ترکیبهای رایج
Platz nehmen — نشستنder Platz — اسم همراه حرف تعریفPlätze — صورت جمع
اشتباه رایج
die Platz
der Platz
Platz اسم der است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Platz
واژهٔ Platz را همراه حرف تعریف der یاد بگیرید. جمع آن Plätze است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Platz کدام است؟
