معنی ۱neutral · 90%
بهطور ناگهانی و غیرمنتظره
مثالهای طبیعی
Plötzlich begann es stark zu regnen.
ناگهان باران شدیدی شروع شد.
Das Auto hielt plötzlich vor uns.
ماشین ناگهان جلوی ما توقف کرد.
Er war plötzlich nicht mehr da.
ناگهان دیگر آنجا نبود.
نکتهٔ کاربردی
در ابتدای جمله فعل صرفشده در جایگاه دوم میآید.
