شاعر، بهویژه در کاربرد ادبی یا رسمی
مثالهای طبیعی
Der Poet verband politische Kritik mit einer ungewöhnlich musikalischen Sprache.
این شاعر نقد سیاسی را با زبانی بهطور غیرمعمول موسیقایی ترکیب کرد.
Als Poet ist er weniger Erzähler als genauer Beobachter alltäglicher Details.
او بهعنوان شاعر کمتر قصهگو و بیشتر ناظر دقیق جزئیات روزمره است.
Junge Poeten griffen die Formen ihrer Vorgänger auf und brachen sie zugleich auf.
شاعران جوان قالبهای نسل پیشین را گرفتند و همزمان آنها را شکستند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای ادبی یا رسمی برای فردی که شعر میسراید، بهویژه وقتی بر رسالت هنری یا هویت شاعرانه تأکید میشود نه صرفاً عنوان شغلی خنثی.
