polieren
B1فعلمالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
JadoLearn Dictionary
polieren یعنی مالیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غم انگیز، سودا زدگی، منحوس
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
غلت، غل خوردن، در غلتیدن
کلش کلش کردن، صدای خراش
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.