موضوع، روش یا پدیدهای فرهنگی را برای عموم شناختهشدهتر و فهمپذیرتر کردن.
مثالهای طبیعی
Mit kurzen Videos popularisierte sie komplizierte astronomische Erkenntnisse.
او با ویدئوهای کوتاه یافتههای پیچیدهٔ نجوم را برای عموم قابلفهم کرد.
Die Ausstellung soll vergessene Handwerkstechniken wieder popularisieren.
نمایشگاه قرار است فنون دستی فراموششده را دوباره رواج دهد.
Sein Podcast hat das Interesse an mittelalterlicher Geschichte popularisiert.
پادکست او علاقه به تاریخ قرون وسطی را میان مردم گسترش داده است.
نکتهٔ کاربردی
با «trivialisieren» یکی نیست؛ فهمپذیر کردن الزاماً سطحیسازی نیست.
