معنی ۱neutral · 88%
مثبت، امیدوارکننده یا نشاندهندهٔ تأیید
مثالهای طبیعی
Die Rückmeldungen der Kunden waren überwiegend positiv.
بازخورد مشتریان عمدتاً مثبت بود.
Der Test ist positiv ausgefallen.
نتیجهٔ آزمایش مثبت شد.
Trotz der Schwierigkeiten versucht sie, positiv zu bleiben.
با وجود دشواریها تلاش میکند مثبت بماند.
نکتهٔ کاربردی
برداشت دقیق به بافت بستگی دارد: «بازخورد مثبت» مطلوب است، اما «آزمایش مثبت» یعنی موردِ آزمایششده شناسایی شده است.

