معنی ۱neutral · 82%
شغل یا مسئولیتی که در سازمانی به شخص سپرده میشود.
مثالهای طبیعی
Sie erhielt einen verantwortungsvollen Posten im Ministerium.
او سمتی مسئولانه در وزارتخانه گرفت.
Nach zehn Jahren wechselte er auf einen anderen Posten.
او پس از ده سال به سمت دیگری رفت.
Der offene Posten bleibt bis nächste Woche unbesetzt.
سمت خالی تا هفتهٔ آینده بدون متصدی میماند.
نکتهٔ کاربردی
Posten مذکر است: der Posten و جمع آن Posten است. معنای محل نگهبانی یا مقدار کالا هم دارد؛ اینجا منظور سمت شغلی است.
درس کوتاه: Posten
شغل یا مسئولیتی که در سازمانی به شخص سپرده میشود. Posten مذکر است: der Posten و جمع آن Posten است. معنای محل نگهبانی یا مقدار کالا هم دارد؛ اینجا منظور سمت شغلی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Posten» مطابقت دارد؟
