اقدامهایی که زودهنگام خطر بیماری، آسیب یا رویدادی ناخواسته را کاهش میدهند.
مثالهای طبیعی
Impfungen sind ein wichtiger Teil der Prävention.
واکسیناسیون بخش مهمی از پیشگیری است.
Die Stadt investiert in Prävention gegen Verkehrsunfälle.
شهر برای پیشگیری از تصادفهای جادهای سرمایهگذاری میکند.
Gute Prävention beginnt oft mit klarer Information.
پیشگیری خوب اغلب با اطلاعرسانی روشن آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
Prävention مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Prävention von Krankheiten و in der Prävention arbeiten.
درس کوتاه: Prävention
اقدامهایی که زودهنگام خطر بیماری، آسیب یا رویدادی ناخواسته را کاهش میدهند. Prävention مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Prävention von Krankheiten و in der Prävention arbeiten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Prävention» مطابقت دارد؟
