معنی ۱neutral · 88%
آزمونی رسمی برای سنجش آنچه کسی آموخته یا میتواند انجام دهد.
مثالهای طبیعی
Morgen haben wir eine Prüfung.
فردا امتحان داریم.
Sie lernt für die Prüfung.
او برای امتحان درس میخواند.
Das Wort „Prüfung“ steht im Text.
واژهٔ «Prüfung» در متن است.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ Prüfung را همراه حرف تعریف die یاد بگیرید. جمع آن Prüfungen است.
ترکیبهای رایج
eine Prüfung bestehen — امتحان را قبول شدنdie Prüfung — اسم همراه حرف تعریفPrüfungen — صورت جمع
اشتباه رایج
der Prüfung
die Prüfung
Prüfung اسم die است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Prüfung
واژهٔ Prüfung را همراه حرف تعریف die یاد بگیرید. جمع آن Prüfungen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Prüfung کدام است؟
