معنی ۱neutral · 88%
ارائهای سازمانیافته برای معرفی اطلاعات، نتایج یا یک پروژه به مخاطبان
مثالهای طبیعی
Meine Präsentation über die Projektergebnisse beginnt um zehn Uhr.
ارائهٔ من دربارهٔ نتایج پروژه ساعت ده شروع میشود.
Wir bereiten gemeinsam eine Präsentation für den Kurs vor.
با هم برای کلاس یک ارائه آماده میکنیم.
Die Präsentation dauert etwa zwanzig Minuten.
ارائه حدود بیست دقیقه طول میکشد.
نکتهٔ کاربردی
فعلهای رایج شامل eine Präsentation halten، vorbereiten، zeigen و erstellen هستند. در بسیاری از بافتها Präsentation هم به سخنرانی و هم به اسلایدهای همراه اشاره میکند.

