معنی ۱neutral · 90%
فردی که با این عنوان رهبری یک کشور، سازمان یا نهاد را بر عهده دارد
مثالهای طبیعی
Der Präsident hält heute eine Rede.
رئیسجمهور امروز سخنرانی میکند.
Der Verein wählt einen neuen Präsidenten.
انجمن یک رئیس جدید انتخاب میکند.
Wir lesen einen Text über den Präsidenten.
متنی دربارهٔ رئیسجمهور میخوانیم.
نکتهٔ کاربردی
بهجز Nominativ مفرد، معمولاً شکل Präsidenten میآید.
ترکیبهای رایج
— رئیسجمهور / رئیس

