در عمل اجرا یا بهطور منظم دنبال کردن
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen praktiziert seit Jahren eine offene Feedbackkultur.
شرکت سالهاست فرهنگ بازخوردِ باز را در عمل اجرا میکند.
Sie praktiziert als Ärztin in einer ländlichen Gemeinschaftspraxis.
او بهعنوان پزشک در یک مطب گروهی روستایی فعالیت میکند.
Die Familie praktiziert ihren Glauben bewusst, aber ohne missionarischen Anspruch.
خانواده آگاهانه به باور دینی خود عمل میکند، اما قصد تبلیغی ندارد.
نکتهٔ کاربردی
یعنی یک روش، فعالیت، حرفه، باور یا رویهٔ تثبیتشده را در عمل اجرا، بهکار یا بهطور منظم دنبال کردن، نه صرفاً دربارهٔ آن صحبت کردن.
