معنی ۱neutral · 88%
مکانی که پزشک بیماران را میبیند؛ همچنین کار عملی در یک حرفه.
مثالهای طبیعی
Ich habe einen Termin in der Praxis.
در مطب وقت ملاقات دارم.
Die Praxis ist heute geschlossen.
مطب امروز بسته است.
Das Wort „Praxis“ steht im Text.
واژهٔ «Praxis» در متن است.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ Praxis را همراه حرف تعریف die یاد بگیرید. جمع آن Praxen است.
ترکیبهای رایج
in der Praxis — در مطبdie Praxis — اسم همراه حرف تعریفPraxen — صورت جمع
اشتباه رایج
der Praxis
die Praxis
Praxis اسم die است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Praxis
واژهٔ Praxis را همراه حرف تعریف die یاد بگیرید. جمع آن Praxen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Praxis کدام است؟
