رئیس دولت، بهویژه در کشورهایی که عنوان Premier برای این مقام بهکار میرود.
مثالهای طبیعی
Bei der Pressekonferenz stellte der Premier den neuen Haushaltsplan vor.
نخستوزیر در نشست خبری بودجهٔ تازه را ارائه کرد.
Die Zeitung interviewte den Premier vor dem Gipfel.
روزنامه پیش از نشست سران با نخستوزیر گفتوگو کرد.
Der Premier blieb bei seiner Stellungnahme knapp.
نخستوزیر در اظهارنظرش کوتاه سخن گفت.
نکتهٔ کاربردی
Premier مذکر است: der Premier و جمع آن Premiers است. Premierminister در آلمانی روشنتر و رایج است.
درس کوتاه: Premier
رئیس دولت، بهویژه در کشورهایی که عنوان Premier برای این مقام بهکار میرود. Premier مذکر است: der Premier و جمع آن Premiers است. Premierminister در آلمانی روشنتر و رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Premier» مطابقت دارد؟
