رئیس دولت در کشوری که نظام سیاسیاش از این عنوان استفاده میکند.
مثالهای طبیعی
Der Premierminister kündigte eine Kabinettsumbildung an.
نخستوزیر از تغییر در کابینه خبر داد.
Die Delegation traf den Premierminister am Flughafen.
هیئت در فرودگاه با نخستوزیر دیدار کرد.
Fragen zur Reform beantwortete der Premierminister ausführlich.
نخستوزیر به پرسشها دربارهٔ اصلاحات با جزئیات پاسخ داد.
نکتهٔ کاربردی
Premierminister مذکر است: der Premierminister و جمع آن هم Premierminister است. وظایف دقیق به کشور بستگی دارد.
درس کوتاه: Premierminister
رئیس دولت در کشوری که نظام سیاسیاش از این عنوان استفاده میکند. Premierminister مذکر است: der Premierminister و جمع آن هم Premierminister است. وظایف دقیق به کشور بستگی دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Premierminister» مطابقت دارد؟
