معنی ۱neutral · 90%
بهازای هر شخص، واحد یا بازه
مثالهای طبیعی
Das Zimmer kostet fünfzig Euro pro Nacht.
اتاق شبی پنجاه یورو است.
Der Eintritt kostet zehn Euro pro Person.
ورودی برای هر نفر ده یورو است.
Das Auto fährt hundert Kilometer pro Stunde.
ماشین ساعتی صد کیلومتر حرکت میکند.
نکتهٔ کاربردی
pro در قیمت، نرخ و اندازهگیری بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— برای هر نفر
