معنی ۱technical · 82%
شخصی که بهعنوان آزمودنی در پژوهش علمی یا پزشکی شرکت میکند.
مثالهای طبیعی
Der Proband beantwortete Fragen zu seinem Schlaf.
آزمودنی به پرسشها دربارهٔ خوابش پاسخ داد.
Alle Probanden erhielten vorab eine Erklärung.
همهٔ آزمودنیها از پیش توضیحی دریافت کردند.
Der Proband meldete eine leichte Nebenwirkung.
آزمودنی یک عارضهٔ جانبی خفیف را گزارش کرد.
نکتهٔ کاربردی
Proband مذکر و اسم ضعیف است: der Proband، den Probanden، des Probanden؛ جمع Probanden. صورت مؤنث Probandin است.
درس کوتاه: Proband
شخصی که بهعنوان آزمودنی در پژوهش علمی یا پزشکی شرکت میکند. Proband مذکر و اسم ضعیف است: der Proband، den Probanden، des Probanden؛ جمع Probanden. صورت مؤنث Probandin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Proband» مطابقت دارد؟
