معنی ۱neutral · 88%
از چیزی سود، مزیت یا فایدهای به دست آوردن
مثالهای طبیعی
Die Teilnehmer profitieren von den praktischen Übungen.
شرکتکنندگان از تمرینهای عملی بهره میبرند.
Das Unternehmen profitiert von der hohen Nachfrage.
شرکت از تقاضای بالا سود میبرد.
Alle im Team profitieren von seiner Erfahrung.
همهٔ اعضای تیم از تجربهٔ او بهره میبرند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار معمول von + Dativ است. سود میتواند مالی، عملی، آموزشی یا عمومیتر باشد.

