انتقال یا بازنمایی چیزی بر سطح، زمینه یا شخصی دیگر
مثالهای طبیعی
Seine Kritik an den Kollegen wirkte wie eine Projektion eigener Unsicherheiten.
انتقاد او از همکاران شبیه فرافکنیِ ناامنیهای خودش بود.
Die Projektion auf die Außenwand begann erst nach Einbruch der Dunkelheit.
نمایش تصویر روی دیوار بیرونی تازه پس از تاریکشدن آغاز شد.
Die angebliche Zustimmung der Bevölkerung ist eher eine Projektion der eigenen Erwartungen.
رضایت ادعایی مردم بیشتر فرافکنیِ انتظارهای خودشان است.
نکتهٔ کاربردی
به انتقال یا بازنمایی چیزی بر سطح، زمینه یا شخصی دیگر اشاره دارد؛ در روانشناسی اغلب یعنی نسبتدادن احساسات یا انگیزههای خود به دیگران.
