با نسبتی هماهنگ تغییرکننده، بهگونهای که دو کمیت با هم افزایش یا کاهش یابند.
مثالهای طبیعی
Die Kosten steigen proportional zur Nutzungsdauer.
هزینهها متناسب با مدت استفاده افزایش مییابند.
Der Graph zeigt eine proportionale Zunahme.
نمودار افزایشی متناسب را نشان میدهد.
Wir verteilen die Mittel proportional zur Einwohnerzahl.
بودجه را متناسب با جمعیت تقسیم میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با zu و داتیو میآید: proportional zur Länge. در ریاضی نسبت ثابتی میان کمیتها را بیان میکند.
درس کوتاه: proportional
با نسبتی هماهنگ تغییرکننده، بهگونهای که دو کمیت با هم افزایش یا کاهش یابند. اغلب با zu و داتیو میآید: proportional zur Länge. در ریاضی نسبت ثابتی میان کمیتها را بیان میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «proportional» مطابقت دارد؟
