پیرو یکی از شاخههای مسیحیت پروتستان، مانند کلیسای لوتری یا اصلاحشده.
مثالهای طبیعی
Die Familie bestand aus Protestanten und Katholiken, die gemeinsam Weihnachten feierten.
در آن خانواده پروتستانها و کاتولیکها کریسمس را با هم جشن میگرفتند.
Als Protestant gehört er einer reformierten Gemeinde an.
او بهعنوان پروتستان عضو یک جماعت کلیسایی اصلاحشده است.
Die Ausstellung zeigt, wie Protestanten im 16. Jahrhundert neue Gemeinden gründeten.
نمایشگاه نشان میدهد پروتستانها در سدهٔ شانزدهم چگونه جماعتهای تازهای بنیاد نهادند.
نکتهٔ کاربردی
با «Protestierender» فرق دارد؛ اولی هویت دینی و دومی شخص معترض است.
