معنی ۱neutral · 88%
گروهی از افراد که یک اجرا، سخنرانی، برنامه یا محتوای عمومی را میبینند یا دنبال میکنند
مثالهای طبیعی
Das Publikum applaudierte nach dem letzten Lied lange.
مخاطبان بعد از آخرین آهنگ مدت زیادی تشویق کردند.
Die Rednerin beantwortete anschließend Fragen aus dem Publikum.
سخنران پس از آن به پرسشهای مخاطبان پاسخ داد.
Die Sendung erreicht vor allem ein junges Publikum.
این برنامه بیشتر مخاطبان جوان را جذب میکند.
نکتهٔ کاربردی
با اینکه Publikum به افراد زیادی اشاره دارد، از نظر دستوری مفرد است: Das Publikum ist begeistert. شکل جمع Publika ممکن است، اما کمکاربرد است.

