معنی ۱neutral · 90%
وقتشناس یا سرِ وقت؛ رسیدن یا اتفاقافتادن در زمان تعیینشده
مثالهای طبیعی
Lena ist jeden Morgen pünktlich.
لنا هر صبح سرِ وقت است.
Der Zug kommt heute pünktlich.
قطار امروز سرِ وقت میرسد.
Bitte sei morgen pünktlich.
لطفاً فردا سرِ وقت باش.
نکتهٔ کاربردی
pünktlich اغلب با sein یا kommen به کار میرود. برای افراد معنی «وقتشناس» و برای قطار، جلسه یا رویداد معنی «سرِ وقت» میدهد.
ترکیبهای رایج
— سرِ وقت رسیدن

