مادهای جامد را به ذرات بسیار ریز یا پودر تبدیل کردن.
مثالهای طبیعی
Die Mühle pulverisiert getrocknete Kräuter für die Gewürzmischung.
آسیاب گیاهان خشک را برای مخلوط ادویه پودر میکند.
Der Aufprall pulverisierte den spröden Stein in Sekunden.
ضربه سنگ شکننده را در چند ثانیه پودر کرد.
Im Labor wurden die Proben erst getrocknet und dann pulverisiert.
در آزمایشگاه نمونهها را ابتدا خشک و سپس پودر کردند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل خرد شدن تا حد ذرات ریز را میرساند؛ «zerbrechen» ممکن است فقط شکستن باشد.
