معنی ۱neutral · 90%
کثیفی را از اتاق، شیء یا سطح پاک کردن
مثالهای طبیعی
Samstags putze ich die ganze Wohnung.
شنبهها کل خانه را تمیز میکنم.
Ich putze morgens und abends meine Zähne.
صبح و شب دندانهایم را مسواک میزنم.
Er hat gestern die Fenster geputzt.
او دیروز پنجرهها را تمیز کرد.
نکتهٔ کاربردی
Zähne putzen عبارت رایج برای مسواک زدن است.
ترکیبهای رایج
— مسواک زدن

