معنی ۱neutral · 82%
بهشکل مربع، با چهار ضلع برابر و چهار زاویهٔ قائمه.
مثالهای طبیعی
Der Tisch hat eine quadratische Platte.
میز صفحهای مربعی دارد.
Wir schneiden das Papier quadratisch zu.
کاغذ را بهشکل مربع میبریم.
Das quadratische Fenster lässt viel Licht herein.
پنجرهٔ مربعی نور زیادی وارد میکند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً شکل یا سطح را توصیف میکند: ein quadratisches Fenster. در ریاضی معنای مربوط به توان دوم هم دارد.
درس کوتاه: quadratisch
بهشکل مربع، با چهار ضلع برابر و چهار زاویهٔ قائمه. معمولاً شکل یا سطح را توصیف میکند: ein quadratisches Fenster. در ریاضی معنای مربوط به توان دوم هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «quadratisch» مطابقت دارد؟
