معنی ۱neutral · 92%
دارای آموزش، دانش یا مهارت لازم برای انجام شایستهٔ یک کار یا حرفه
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen sucht qualifizierte Fachkräfte mit Berufserfahrung.
شرکت به دنبال نیروهای متخصص و واجد صلاحیت با سابقهٔ کاری است.
Nach der Weiterbildung sind die Teilnehmenden für anspruchsvollere Aufgaben qualifiziert.
پس از دوره، شرکتکنندگان برای وظایف دشوارتر صلاحیت دارند.
Die Beratung wurde von qualifiziertem Personal durchgeführt.
مشاوره توسط کارکنان متخصص انجام شد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج für etwas qualifiziert sein است. واژه بر صلاحیت و شایستگی تمرکز دارد، نه صرفاً تجربه.
