مقدار یا سهمی معین و اغلب قابلتوجه از چیزی
مثالهای طبیعی
Das Projekt verlangt ein erhebliches Quantum an Geduld und Ausdauer.
این پروژه به مقدار قابلتوجهی صبر و پشتکار نیاز دارد.
In kurzer Zeit musste sie ein großes Quantum an Informationen verarbeiten.
او در زمان کوتاهی ناچار بود حجم زیادی اطلاعات را پردازش کند.
Ein gewisses Quantum an Vertrauen ist für jede Kooperation notwendig.
میزانی از اعتماد برای هر همکاری لازم است.
نکتهٔ کاربردی
مقداری معین و اغلب قابلتوجه اما نه دقیقاً مشخص از چیزی است؛ در بافت علمی میتواند به واحد گسسته نیز اشاره کند، اما معنای عمومی آن «مقدار» است.
