معنی ۱neutral · 88%
محل اقامت موقت یا جایی که فرد در آن میماند
مثالهای طبیعی
Für die erste Nacht suchen wir noch ein günstiges Quartier.
برای شب اول هنوز دنبال یک اقامتگاه ارزان هستیم.
Unser Quartier liegt nur wenige Minuten vom Bahnhof entfernt.
محل اقامت ما فقط چند دقیقه با ایستگاه فاصله دارد.
Die Gruppe hat für zwei Nächte ein Quartier gebucht.
گروه برای دو شب اقامتگاه رزرو کرده است.
نکتهٔ کاربردی
Quartier نسبت به Unterkunft میتواند کمی رسمیتر یا وابستهتر به بافت باشد. در سفر، Unterkunft اغلب واژهٔ عمومیتر و روزمرهتر است.

