معنی ۱neutral · 82%
بهصورت مورب یا عرضی از یک سمت به سمت دیگر، نه در امتداد طول.
مثالهای طبیعی
Ein schmaler Weg führt quer durch den Park.
راه باریکی مورب از میان پارک میگذرد.
Sie legte das Brett quer auf die Kisten.
او تخته را عرضی روی صندوقها گذاشت.
Die Querstraße endet an einem kleinen Platz.
خیابان عرضی به میدان کوچکی میرسد.
نکتهٔ کاربردی
پیش یا پس از اسم میآید: eine Querstraße، der Weg verläuft quer. کاربرد قیدی هم دارد.
درس کوتاه: quer
بهصورت مورب یا عرضی از یک سمت به سمت دیگر، نه در امتداد طول. پیش یا پس از اسم میآید: eine Querstraße، der Weg verläuft quer. کاربرد قیدی هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «quer» مطابقت دارد؟
