سهم یا درصدی که نشان میدهد چه بخشی از کل ویژگی یا نتیجهای دارد.
مثالهای طبیعی
Beim Kurs lag die Erfolgsquote bei achtzig Prozent.
نرخ موفقیت دوره هشتاد درصد بود.
Die Quote der Rückmeldungen stieg nach der Erinnerung.
نرخ پاسخگویی پس از یادآوری افزایش یافت.
Die Quote der Frauen in Führungspositionen stieg im letzten Jahr.
سهم زنان در سمتهای مدیریتی سال گذشته افزایش یافت.
نکتهٔ کاربردی
Quote مؤنث است: die Quote و جمع آن Quoten است. ترکیبهای رایج: Erfolgsquote، Arbeitslosenquote و Frauenquote.
درس کوتاه: Quote
سهم یا درصدی که نشان میدهد چه بخشی از کل ویژگی یا نتیجهای دارد. Quote مؤنث است: die Quote و جمع آن Quoten است. ترکیبهای رایج: Erfolgsquote، Arbeitslosenquote و Frauenquote.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Quote» مطابقت دارد؟
