با بیرون بردن وسایل یا افراد، فضا یا محدودهای را خالی کردن.
مثالهای طبیعی
Nach dem Essen räumten alle gemeinsam das Geschirr vom Tisch.
بعد از غذا همه با هم ظرفها را از روی میز جمع کردند.
Die Polizei ließ das Gebäude wegen des Feuers räumen.
پلیس بهدلیل آتشسوزی دستور تخلیهٔ ساختمان را داد.
Vor dem Umzug müssen wir den Keller räumen.
پیش از اسبابکشی باید زیرزمین را خالی کنیم.
نکتهٔ کاربردی
räumen باقاعده است و ماضی نقلی را با haben میسازد. معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد: فضا یا وسیلهای را خالی کردن.
درس کوتاه: räumen
با بیرون بردن وسایل یا افراد، فضا یا محدودهای را خالی کردن. räumen باقاعده است و ماضی نقلی را با haben میسازد. معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد: فضا یا وسیلهای را خالی کردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «räumen» مطابقت دارد؟
