معنی ۱neutral · 88%
پولی که پس از لغو یا اصلاح یک پرداخت به شخص بازگردانده میشود
مثالهای طبیعی
Die Rückerstattung dauert fünf Werktage.
بازپرداخت وجه پنج روز کاری طول میکشد.
Ich habe eine Rückerstattung beantragt.
برای بازپرداخت وجه درخواست دادهام.
Die Firma überwies die Rückerstattung auf mein Konto.
شرکت مبلغ بازپرداخت را به حسابم واریز کرد.
نکتهٔ کاربردی
Rückerstattung یک اسم آلمانی با حرف تعریف die است و شکل جمع آن Rückerstattungen است.
