فرایند سازمانیافتهٔ بازگرداندن فرد، شیء یا منبع به محل یا نظام قبلی یا تعیینشده
مثالهای طبیعی
Die Rückführung der Geräte an den Hersteller erfolgt gesammelt.
بازگرداندن دستگاهها به سازنده بهصورت یکجا انجام میشود.
Die Rückführung überschüssiger Wärme senkt den Energieverbrauch der Anlage.
بازگرداندن گرمای اضافی به چرخه، مصرف انرژی سامانه را کاهش میدهد.
Die Behörde dokumentiert jede Rückführung nach einem festgelegten Verfahren.
نهاد هر فرایند بازگرداندن را طبق روشی مشخص ثبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
فرایند سازمانیافتهٔ بازگرداندن یک فرد، شیء، منبع یا ماده به محل یا نظام قبلی، اصلی یا تعیینشده است و معنای دقیق آن به بافت وابسته است.
