معنی ۱neutral · 82%
کمشدن مقدار، بسامد یا شدت چیزی.
مثالهای طبیعی
Der Rückgang der Besucherzahlen überraschte das Museum.
کاهش شمار بازدیدکنندگان موزه را غافلگیر کرد.
Im Winter gab es einen deutlichen Rückgang der Nachfrage.
در زمستان کاهش چشمگیری در تقاضا رخ داد.
Der Rückgang wurde nach der Reparatur gestoppt.
پس از تعمیر، روند کاهش متوقف شد.
نکتهٔ کاربردی
Rückgang مذکر است: der Rückgang؛ جمع Rückgänge. ترکیبهای رایج: کاهش تقاضا و افت محسوس.
درس کوتاه: Rückgang
کمشدن مقدار، بسامد یا شدت چیزی. Rückgang مذکر است: der Rückgang؛ جمع Rückgänge. ترکیبهای رایج: کاهش تقاضا و افت محسوس.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Rückgang» مطابقت دارد؟
