از نظر توسعه، فناوری یا اندیشه بسیار عقبتر از معیارهای روز بودن.
مثالهای طبیعی
Die Fabrik arbeitet noch mit rückständigen Maschinen, die viel Energie verbrauchen.
کارخانه هنوز با دستگاههای عقبماندهای کار میکند که انرژی زیادی مصرف میکنند.
Ihre rückständige Vorstellung von Familienrollen stieß im Team auf Widerspruch.
دیدگاه کهنهٔ او دربارهٔ نقشهای خانوادگی با مخالفت اعضای تیم روبهرو شد.
Ohne Investitionen könnte das Verkehrssystem immer rückständiger werden.
بدون سرمایهگذاری، سامانهٔ حملونقل ممکن است هر روز عقبماندهتر شود.
نکتهٔ کاربردی
داوری منفی است؛ در صورت نیاز «technisch veraltet» بیطرفانهتر و دقیقتر است.
