مقداری کار که هنوز انجام نشده، یا فاصلهای از هدف یا دیگران که باید جبران شود.
مثالهای طبیعی
Wegen des Stromausfalls entstand ein Rückstand bei den Bestellungen.
بهدلیل قطع برق، سفارشها عقب افتادند.
Das Team arbeitet am Wochenende, um den Rückstand aufzuholen.
تیم این آخر هفته کار میکند تا کارهای عقبمانده را جبران کند.
Zur Halbzeit lag die Mannschaft mit zwei Toren im Rückstand.
در پایان نیمهٔ اول، تیم دو گل عقب بود.
نکتهٔ کاربردی
Rückstand مذکر است: der Rückstand؛ جمع Rückstände. برای کارهای انجامنشده معمولاً میگویند عقبافتادگی داشتن یا آن را جبران کردن.
درس کوتاه: Rückstand
مقداری کار که هنوز انجام نشده، یا فاصلهای از هدف یا دیگران که باید جبران شود. Rückstand مذکر است: der Rückstand؛ جمع Rückstände. برای کارهای انجامنشده معمولاً میگویند عقبافتادگی داشتن یا آن را جبران کردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Rückstand» مطابقت دارد؟
