معنی ۱neutral · 82%
کنار رفتن از یک سمت، نقش یا تعهد پذیرفتهشده.
مثالهای طبیعی
Nach der Untersuchung erklärte der Minister seinen Rücktritt.
پس از تحقیق، وزیر استعفای خود را اعلام کرد.
Der Rücktritt vom Kaufvertrag muss schriftlich erfolgen.
انصراف از قرارداد خرید باید کتبی باشد.
Die Mannschaft akzeptierte den Rücktritt ihres Trainers.
تیم استعفای مربی خود را پذیرفت.
نکتهٔ کاربردی
Rücktritt مذکر است: der Rücktritt؛ جمع Rücktritte. اغلب به کنارهگیری از سمت یا انصراف از قرارداد اشاره دارد.
درس کوتاه: Rücktritt
کنار رفتن از یک سمت، نقش یا تعهد پذیرفتهشده. Rücktritt مذکر است: der Rücktritt؛ جمع Rücktritte. اغلب به کنارهگیری از سمت یا انصراف از قرارداد اشاره دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Rücktritt» مطابقت دارد؟
