Rabe
C2اسملاف، بالیدن، فخر کردن
JadoLearn Dictionary
Rabe یعنی لاف. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لاف، بالیدن، فخر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اراذل، گانگستر، لاف
جارو، جاروب کردن، جارو کردن
لاف، بالیدن، فخر کردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.