معنی ۱neutral · 88%
سریع، فوری یا بدون تأخیر زیاد
مثالهای طبیعی
Wir brauchen eine rasche Antwort auf die Anfrage.
برای این درخواست به پاسخ سریعی نیاز داریم.
Die Lage kann sich rasch verändern.
وضعیت میتواند بهسرعت تغییر کند.
Nach der Behandlung erholte sie sich rasch.
او پس از درمان بهسرعت بهبود پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
rasch و schnell تا حد زیادی هممعنیاند. ترکیبهای rasche Hilfe، rasche Antwort و rasch handeln رایج هستند.

