معنی ۱neutral · 90%
به کسی توصیه یا پیشنهاد انجام کاری دادن
مثالهای طبیعی
Ich rate dir, heute zu Hause zu bleiben.
توصیه میکنم امروز خانه بمانی.
Wir raten Ihnen zu einer frühen Buchung.
به شما رزرو زودهنگام را توصیه میکنیم.
Der Arzt riet ihm zu mehr Ruhe.
پزشک به او استراحت بیشتر توصیه کرد.
نکتهٔ کاربردی
فرد دریافتکنندهٔ توصیه Dativ است.
ترکیبهای رایج
— چیزی را به کسی توصیه کردن

