معنی ۱neutral · 82%
جوندهای متوسط با دمی بلند که اغلب نزدیک محل زندگی انسانهاست.
مثالهای طبیعی
Eine Ratte huschte nachts über den Hof.
موشی شبانه تند از حیاط گذشت.
Die Ratte suchte Futter neben den Mülltonnen.
موش کنار سطلهای زباله دنبال غذا میگشت.
Im Labor untersuchten Forschende das Verhalten der Ratten.
پژوهشگران رفتار موشهای صحرایی را در آزمایشگاه بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
Ratte مؤنث است: die Ratte و جمع آن Ratten است. Maus به جوندهای متفاوت و معمولاً کوچکتر میگوید.
درس کوتاه: Ratte
جوندهای متوسط با دمی بلند که اغلب نزدیک محل زندگی انسانهاست. Ratte مؤنث است: die Ratte و جمع آن Ratten است. Maus به جوندهای متفاوت و معمولاً کوچکتر میگوید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ratte» مطابقت دارد؟
