معنی ۱neutral · 82%
مخلوطی از گازها و ذرات ریز که هنگام سوختن یا دودکردن پدید میآید.
مثالهای طبیعی
Dichter Rauch zog aus dem Schornstein.
دود غلیظی از دودکش بیرون میآمد.
Der Rauchmelder piepte wegen des Rauchs in der Küche.
هشداردهنده بهخاطر دود آشپزخانه بوق زد.
Nach dem Feuer lag noch Rauch in der Luft.
پس از آتشسوزی هنوز دود در هوا بود.
نکتهٔ کاربردی
Rauch مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است. برای تودههای جداگانه میگویند Rauchwolken یا eine Rauchwolke.
درس کوتاه: Rauch
مخلوطی از گازها و ذرات ریز که هنگام سوختن یا دودکردن پدید میآید. Rauch مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است. برای تودههای جداگانه میگویند Rauchwolken یا eine Rauchwolke.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Rauch» مطابقت دارد؟
