معنی ۱neutral · 87%
پهندامنه و گسترده در فضا، بهویژه دربارهٔ گام یا حرکت بزرگ.
مثالهای طبیعی
Die Tänzerin überquerte die Bühne mit raumgreifenden Schritten.
رقصنده با گامهایی بلند و گسترده از صحنه گذشت.
Mit einer raumgreifenden Geste zeigte er auf das gesamte Tal.
او با اشارهای گسترده تمام دره را نشان داد.
Der Läufer setzte zu raumgreifenden Schritten an und zog davon.
دونده گامهای بلند برداشت و از دیگران فاصله گرفت.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای معمول «raumgreifende Schritte» و «raumgreifende Bewegungen» هستند.
