معنی ۱formal · 88%
در زمینهای به موفقیتی چشمگیر و شناختهشده رسیدن.
مثالهای طبیعی
Mit ihrem ersten Roman reüssierte sie überraschend auf dem internationalen Buchmarkt.
او با نخستین رمانش برخلاف انتظار در بازار جهانی کتاب به موفقیت رسید.
Der junge Architekt reüssierte mit einem mutigen Entwurf für die neue Bibliothek.
معمار جوان با طرح جسورانهاش برای کتابخانهٔ جدید مطرح شد.
Nicht jedes Start-up, das schnell wächst, wird langfristig reüssieren.
هر استارتاپی که سریع رشد میکند لزوماً در درازمدت موفق نخواهد شد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً مفعول مستقیم ندارد و با «mit»، «in» یا «als» میآید.
