معنی ۱neutral · 88%
به یک رویداد، گفته، تغییر یا محرک واکنش نشان دادن
مثالهای طبیعی
Der Kundenservice reagierte schnell auf meine Beschwerde.
خدمات مشتریان سریع به شکایت من واکنش نشان داد.
Sie reagierte ruhig auf die Kritik.
او با آرامش به انتقاد واکنش نشان داد.
Der Bildschirm reagiert sofort auf Berührungen.
صفحهنمایش فوراً به لمس واکنش نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای چیزی که باعث واکنش میشود از auf + Akkusativ استفاده میشود: auf eine Frage، auf Kritik، auf Wärme reagieren.

